تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شعرانه ، شاه‌بیت ، شعر خوب و قافیه
چاپ این صفحه




شعرانه ، وبلاگیست با هدف پوشش دادن
بهترین اشعار همه‌ی شاعران کهن و معاصر ایرانی ؛

سعی شده است از بین تمام سروده‌های هر شاعر ،
منتخب و گلچین آن‌ها در اختیار شما عزیزان قرار گیرد ؛

در واقع به نوعی حد واسط بین مراجعی که
همه‌ی اشعار شاعران را جمع‌‌آوری کرده‌اند
و آن‌هایی که تعداد اندکی از سروده‌های هر شاعر را آورده‌اند

به امید خدا روزی برسد که
هر وقت به دنبال اشعاری از شاعر مدنظر خود بودید ،
اولین انتخابتان
شعرانه باشد ...

■□■
لطفا" با نظرات ارزشمند خود ما را خوشحال کنید ،
به پست‌ها رای دهید ،
در نظرسنجی‌های وبلاگ شرکت کنید

و با محبوب کردنمان در گوگل ،
اشتراک مطالب وبلاگ در شبکه‌های اجتماعی
و انتشار آدرس یا بنر شعرانه ، از وبلاگ خود حمایت کنید ...

■□■
=== از شما سپاسگزاریم - شاد و پیروز باشید ===

════════════ ═════════════



همراهان عزیز !
شاه‌بیت
؛
وبلاگ دیگر ما را هم دنبال کنید
***
کمیاب‌ترین سروده‌های ایرانی
را از دست ندهید ...

http://shaahbeit.blogfa.com

----------------- ○○○ -----------------

 

کانال ما در تلگرام شعر خوب
پیج ما در اینستاگرام قافیه
***
گلچین زیباترین اشعار ایرانی
شعرهایی که تاکنون نخوانده‌اید ...
مجموعه پست‌های اختصاصی شعر

به همراه شعروگرافی‌های با کیفیت
***
بدون شعر ، هرگز ... !
با ما همراه شوید ...

https://telegram.me/Best_Poems
https://instagram.com/Ghafiyeh_com

───────────────────────────────────────

 

مورخ : یکشنبه 1394/10/27 + 02:35 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

عبدالجبار کاکایی - غزل 32
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
مجال نیست كه تا شرح مدعا بنویسم
هم از چگونه بگویم ، هم از چرا بنویسم

شبیه كاغذ آتش گرفته‌ام ؛ نتوانم
كه شرح حال بگویم ، كه ماجرا بنویسم

چو شمع ، ریخته در خویشم  و چه صورتِ حالی
به عرض محترم حضرت شما بنویسم ؟

شبانِ خواب‌زده ، گلّه‌ی به دره رمیده
نفیر گرگ ... چه از این همه بلا بنویسم ؟

نه هیچ صورتِ امنی ، نه هیچ خاطر شادی
نه هیچ راحتِ عیشی ، من از كجا بنویسم ؟

نهیب خنده‌ی شیطان ، فریب غول بیابان
در این میانه بمیرم ز درد ، یا بنویسم ؟

شكایت از كه كنم ؟ بازتاب ناله‌ی خویشم
به خویش شرح دهم هرچه از شما بنویسم ...

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : سه شنبه 1396/05/10 + 11:22 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

عبدالجبار کاکایی - غزل 31
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
این روزها به هرچه گذشتم ، کبود بود
هر سایه‌ای که دست تکان داد ، دود بود

این روزها ادامه‌ی نان و پنیر و چای
اخبار منفجر شده‌ی صبح زود بود

جز مرگ پشت مرگ ، خبرهای تازه نیست
محبوب من ! چقدر جهان بی‌وجود بود

ما همچنان به سایه‌ای از عشق دلخوشیم
عشقی که زخم و زندگی‌اش تار و پود بود
 
پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسید
ساعت برای با تو نشستن حسود بود

دنیا نخواست ، یا من و تو کم گذاشتیم ؟
با من بگو قرار من این‌ها نبود ، بود ؟

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : سه شنبه 1396/05/10 + 11:21 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

عبدالجبار کاکایی - غزل 30
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ما میله‌های یک قفس بی‌پرنده‌ایم
لب بسته ، رازدار سكوتی گزنده‌ایم

روز و شبی به زاویه‌ی عمر برده و
سیبی از این درخت به تاراج كنده‌ایم

دربانِ بی‌اراده‌ی این هیچ خانه‌ها
تابوتِ بی‌تفاوت مرگی زننده‌ایم

چون زندگی به جان خود از زهر ، تلخ‌تر
چون مرگ در جهان تو برگ برنده‌ایم

در جیب ، مشت بسته‌ی خود را فشرده و
بر شانه ، روح خسته‌ی خود را كشنده‌ایم

عمریست بی‌اجاره‌ی تابوت مرده‌ایم
دیریست بی‌اجازه‌ی تاریخ زنده‌ایم ...

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : سه شنبه 1396/05/10 + 11:20 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

عبدالجبار کاکایی - غزل 29
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
خدا یک شب تو را در سینه‌ی من زاد ، باور کن
یقینی در گمان پیچید و دستم داد ، باور کن

تو مثل هرچه هستی در درون من نمی‌گنجی
مرا ویرانه کردی خانه‌ات آباد ! باور کن

اگرچه بر دلم بارید طوفانِ عظیمِ شک
پلی بین دل ما بود از پولاد ، باور کن

نمی‌فهمم زبان واژه‌های آتشینت را
رهایی مثل یک آشوب ، یک فریاد ، باور کن

تو از نسل عقیم گریه‌های رفته از یادی
که تنهایی تو را در چشم‌هایم زاد ، باور کن ...

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : دوشنبه 1396/05/9 + 10:31 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

عبدالجبار کاکایی - غزل 28
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
کجا جدا شوم از تو که بعد از آن تو نباشی ؟
کسی که داده مرا ازخودم امان ، تو نباشی

کجای زندگیم دست می‌دهد که به تلخی
گریزم از تو و آغوش مهربان ، تو نباشی ؟

کجای گریه بخندم ؟ کجای خنده بگریم ؟
که پشت گریه و لبخند ، توامان تو نباشی

کدام قصه بسازم که بی تو رنگ نبازد ؟
کدام شعر بخوانم که در دهان تو نباشی ؟

به رغم عشق من و تو ، سپاه بددلی و شک
هزار جهد بکردند در جهان تو نباشی

تو را اگرچه نمی‌یابمت ، هنوز برآنم
که در مکان تو نگنجی ، که در زمان تو نباشی

هزار چشم تو از هر کجاست خیره به سویم
کجا نگاه کنم من که این و آن تو نباشی ؟

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : دوشنبه 1396/05/9 + 10:30 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

عبدالجبار کاکایی - غزل 27
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
مرا به قصه‌ی مادربزرگ خواب مکن
غرورِ حوصله‌ام را چنین خراب مکن

به جستجوی تو در چشم‌های من غوغاست
بیا و بخت دو دریاچه را سراب مکن

چرا در آینه تکرار می‌شوی هر شب ؟
بس است ! چشم حریص مرا مجاب مکن

به بال‌های تو بستند روزهای مرا ؛
کنون که عمر عزیز منی ، شتاب مکن

دو رودخانه به دریای چشم‌هایت ریخت
دو رود خسته و سرگشته را جواب مکن !

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : دوشنبه 1396/05/9 + 10:11 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

عبدالجبار کاکایی - غزل 26
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارم
تو را نمی‌دهم از دست ، تا توان دارم

سری به مستی نیلوفران صحرایی
"دلی به روشنی باغ ارغوان دارم"

اگرچه مرده‌ای ای عشق ! نعشِ نامت را
هنوز هم که هنوز است بر زبان دارم

چراغ یاد تو را در کجا بیاویزم
کز این کبودِ نفسگیر در امان دارم ؟

میان سینه‌ی من آتشی‌ست چون فانوس
اگرچه خواستم این شعله را نهان دارم ...

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : یکشنبه 1396/05/8 + 12:33 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

عبدالجبار کاکایی - غزل 25
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
من تشنه‌ام ولی ، در کوزه آب نیست
حالِ خراب هست ، جانِ خراب نیست

چون سایه روز و شب ، در آب و آتشم
آرامش جهان ، بی اضطراب نیست

جامانده‌ی شما ، وامانده‌ی‌ دل است
پاداش زندگیش ، غیر از عذاب نیست

پرسیدی و دریغ ، حرفی نداشتم
باید سکوت کرد ، وقتی جواب نیست

تُنگم شکسته است بر ساحل شما
تابِ عذاب من ، بیرون از آب نیست

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : یکشنبه 1396/05/8 + 12:32 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام