ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



سیمین بهبهانی - غزل 30
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
از عمر ، چون غروب ، زمانی نمانده است
وز جورِ شام تیره امانی نمانده است

چون شبنم خیال به گلبرگ یادِ یار
از ما نشانه دیر زمانی نمانده است

بودیم یک فغان و خموشی مزار ماست
جز لحظه‌ای طنین فغانی نمانده است

از ما به جز نسیم که برگ شکوفه بُرد
در کوی عشق ، نامه‌رسانی نمانده است

شمعیم پاک سوخته در بزم عاشقی
تا ماجرا کنیم ، زبانی نمانده است

آغوشِ گلشنیم که بعد از بهارها
در ما به جز دریغِ خزانی نمانده است

بس فرش سبزه بافت بهارِ دلم کز او
در مهرگاه عمر نشانی نمانده است

بر توسنِ نسیم روانیم همچو عطر
تا باز ایستیم ، عنانی نمانده است

سیمین ! شراب شعر تو بس مست می‌کند ؛
در ما به یک پیاله توانی نمانده است ...

═══════ * ═══════
❖ #سیمین_بهبهانی

مورخ : سه شنبه 1395/08/11 + 10:04 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر