ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شاطر عباس صبوحی - غزل 3
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ایا صیّاد ! رحمی کن ؛ مرنجان نیم‌جانم را
بِکَن بال و پرم ، امّا مسوزان استخوانم را

اگر قصد شکارم داشتی ، اینک اسیرم من
دگر از باغ بیرون شو ، مسوزان آشیانم را

به گردن‌بسته‌ای چون رشته‌ی بر پای زنجیرم
مروّت کن ؛ اجازت ده که بگشایم زبانم را

به پیرامون گُل از بس خَلیده خار در پایم ،
شده خونین به هر جای چمن بینی نشانم را

در این کنج قفس دور از گلستان سوختم ، مُردم
خبر کن ای صبا ! از حال زارم ، باغبانم را

ز تنهایی دلم خون شد ؛ - خدا را - محرم رازی
که بنویسم به سوی دوستانم ، داستانم را

من بیچاره آن روزی به قتل خود یقین کردم
که دیدم تازه با گرگ اُلفتی باشد شبانم را

اسیرم ساخت در دست قضا و پنجه‌ی دشمن
دچار خواب غفلت کرد از اوّل پاسبانم را ...
═══════ * ═══════
❖ #شاطر_عباس_صبوحی

مورخ : یکشنبه 1395/09/7 + 12:53 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر