ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شاطر عباس صبوحی - غزل 7
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
شام هجران مرا صبح نمایان آمد
محنت آخر شد و اندوه به پایان آمد

نفس باد صبا باز مسیحایی کرد
مگر از زلف خم اندر خم جانان آمد

شکر ایزد که دگربار ، به کوریّ رقیب
دلبرم شاد رُخ و خرّم و خندان آمد

عجبی نیست گَرَم از کَرَم پیر مغان
رنج راحت شد و هم درد به درمان آمد

گرچه بسیار چشیدی ستمِ زهر فراق
دلبر شاد به بزمت شکرستان آمد

ساقیا ! ساغر لبریز از آن باده بده
که ز خُمْخانه‌ی حق ، هدیه به مستان آمد

مطرب ! آغاز کن آن نغمه‌ی داوودی را
که ز الحان خوشش ، جان به سلیمان آمد

مژده ای صدرنشینان صف میکده ! باز
که صبوحی ز حرم مست و غزلخوان آمد ...
═══════ * ═══════
❖ #شاطر_عباس_صبوحی

مورخ : جمعه 1395/09/12 + 11:27 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر