ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



محتشم کاشانی - غزلیات 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
گدای کوی توام همچنین مبین ما را

هنوز سجده‌ی آدم نکرده بود مَلِک
که بود گردِ سجود تو بر جبین ما را

گذر به تربت ما ، یار کمتر از همه کرد
گمان به یاری او بود بیش از این ما را

به دستیاری ما ناید آن مسیح‌نفس
اگر بُود ید بیضا در آستین ما را

طبیب ما که دَمش پاسِ روح می‌دارد ،
چه حکمت است که می‌دارد اینچنین ما را

بلاگزینی ما ، اختیاریِ ما نیست ؛
خدا نداده دلِ عافیت‌گزین ما را

به یار ، پیک نظر محتشم !‌ نهفته فرست
که قاطعانِ طریقند در کمین ما را ...

────────────────
شوق درون به سوی دری می‌کشد مرا
من خود نمی‌روم ؛ دگری می‌کشد مرا

یاران ! مدد ، که جذبه‌ی عشق قوی‌کمند
دیگر به جای پرخطری می‌کشد مرا

منِ مست آنقدر که توان ، پای می‌کشم
امداد دوست هم قدَری می‌کشد مرا

دست از رکاب من بِگُسَل محتشم ! که باز
دولت عنان‌کشان به دری می‌کشد مرا

═══════ * ═══════
❖ #محتشم_کاشانی

مورخ : پنجشنبه 1395/09/25 + 11:06 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر