ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



محتشم کاشانی - غزلیات 9
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
آینه‌ی جان ، به جز آن روی نیست
سلسله‌ی دل به جز آن موی نیست

قد اگر این است که آن سرو راست
سرو سهی را قد دلجوی نیست

نُکْهت اگر نکهت گیسوی اوست
یک سر مو غالیه را بوی نیست

گر سخن این است که او می‌کند
در همه عالم دو سخنگوی نیست

خوی بد از فتنه‌گری‌های اوست
یار بِه از دلبر بدخوی نیست

محتشم از جان چو سگ کوی اوست
آه ! چرا بر سر آن کوی نیست ...

────────────────
بی‌وفا یارا ! وفا و یاریت معلوم شد
داشتی دست از دلم ؛ دلداریت معلوم شد

شد رقیبم خصم و گفتی جانبت دارم نگاه
آخرم کُشتی و جانبداریت معلوم شد

گفتمت مستی ز جام حُسن و خونم ریختی
آری آری ؛ زین عمل هُشیاریت معلوم شد

در قمار عشق خود را می‌نمودی خوش‌حریف
خوش‌حریفی از حریف‌آزاریت معلوم شد

دوش می‌کردی دلا ! دعویّ بیزاریّ یار
امشب ای معنی ! ز آه و زاریت معلوم شد

اینکه می‌گفتی پشیمانم ز قتل محتشم
از تاسف خوردن ناچاریت معلوم شد ...

═══════ * ═══════
❖ #محتشم_کاشانی

مورخ : چهارشنبه 1395/10/1 + 11:16 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 1395/10/4 12:49 قبل از ظهر
سلام

لینک شما هم داخل وبلاگ ما قرار گرفت

سلام
متشکرم

نارام

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر