ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



محتشم کاشانی - غزلیات 12
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
جز من آنکس که به وصل تو نشد شاد ، که بود ؟
آنکه صد مشکلش از زلف تو نگْشاد ، که بود ؟

غیر من کز تو به پابوس سگان خرسندم ،
آنکه رویی به کف پای تو ننهاد که بود ؟

جز دل من که فلک بسته به رو راه نشاط
آنکه بر وی دری از وصل تو نگشاد که بود ؟

بعد حِرمانِ منِ نامه سیاه ،‌ آن که به تو
برگ سبزی و پیامی نفرستاد که بود ؟

تا بریدی ز من ای گنج مراد ! آنکه نساخت
دل ویران به ملاقات تو آباد که بود ؟

جز من تنگ‌دل ای خسرو شیرین دهنان !
عمرها از تو به جان کندن فرهاد که بود ؟

جز تو در ملک دل محتشم ای شوخ بلا !
آن که دادِ ستم و جور و جفا داد که بود ؟

────────────────
آن مَه که صورتش ز مقابل نمی‌رود ،
از دیده گرچه می‌رود ، از دل نمی‌رود

زورِ کمندِ جذْبه‌ی من بین که ناقه‌اش
بسیار دست و پا زد و محمل نمی‌رود

حاضر کنید توسن او ؛ کز سرشک من
ره پر گِل است و ناقه در این گِل نمی‌رود

طور من آن یگانه نمی‌آورد به یاد
تا با رفیق تو ،‌ دو سه منزل نمی‌رود

مجنون صفت رمیده ز شهرم ، دل آنچنان
کَش می‌کشند اگر ، به سلاسل نمی‌رود

تیغ اجل سزاست تن کاهل مرا
کاندر قفای آن بت قاتل نمی‌رود

در بحر عشق محتشم ! از جان طمع ببُر
کاین زورق شکسته به ساحل نمی‌رود ...

═══════ * ═══════
❖ #محتشم_کاشانی

مورخ : شنبه 1395/10/4 + 01:42 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر