تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



محتشم کاشانی - غزلیات 16
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
رفتم از شهر به صحرا و به دام افتادم

مگر این باده همه داروی بیهوشی بود
که من لُجّه‌کش از یک دو سه جام افتادم

آن چه قد بود و چه قامت ؟ که ز نظّاره‌ی آن
تا دم صبح قیامت ز قیام افتادم

به اشارت مگر احوال بگویم که چه شد
که ز گویایی از آن طرز کلام افتادم

هیچ زخمی نزد آن غمزه که کاری نفِتاد
منِ افتاده چه گویم ز کدام افتادم ؟

من که بودم ؟ ز مقیمان سر کوی حضور
از کجا آه ! به این طُرفه مقام افتادم

محتشم ! بوی جنونم همه کس فاش شنید
چون در این سلسله‌ی غالیه‌فام افتادم ...

────────────────
چون متاع دو جهان را به خِرد سنجیدم ،
از همه حُسن تو و عشق خود افزون دیدم

در قدح شد چو مِی عشق ، فلک حیران ماند
زآن دلیری که من از رطْلِ گران نوشیدم

پای در ملک محبت چو نهادم اول ،
از جنون ، راه سر کوی بلا پرسیدم

عقل در عشق تو انگشت ملامت بر من
آنقدَر داشت که انگشت‌نما گردیدم

جراتم کرد چو در باغ تمتع گستاخ ،
اول از شاخ تمنا گل حِرمان چیدم

نظر پاک چو در خلوت وصلم ره داد
هرچه آمد به نظر ، دیده از آن پوشیدم

محتشم ! نیست زیان در سخن مرشد عشق
من از آن سود نکردم که سخن نشنیدم ...

═══════ * ═══════
❖ #محتشم_کاشانی

مورخ : یکشنبه 1395/10/5 + 10:48 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : یکشنبه 1395/10/5 10:30 بعد از ظهر
عالی بود

نارام

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر