ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



محتشم کاشانی - غزلیات 22
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ای گل خودرو ! چه بد کردم که خوارم ساختی ؟
آبرویم بردی و بی‌اعتبارم ساختی

اختیار کشتنم دادی به دست مدعی
در هلاکِ خویشتن بی‌اختیارم ساختی

شرمت از مهر و وفای من نبودت ، ای دریغ !
کز جفا در پیش مردم شرمسارم ساختی

چاره‌ی کار خود از لطف تو می‌جستم مدام
چاره‌ام کردی ز روی لطف و کارم ساختی !

بعد قهر ، از یاریت امّید لطفی داشتم
لطف فرمودی به قتل امیدوارم ساختی

محتشم ! آن روز ، روزم تیره کردی کز جنون
بسته‌ی زنجیر زلف آن نگارم ساختی ...

────────────────
مرا به دست غم خود گذاشتی ، رفتی
غم جهان همه بر من گماشتی ، رفتی

سواد خط مژه‌ام زآن فراق‌نامه سترد
که در وداع به نامم گذاشتی ، رفتی

دل از وفا به تو می‌داد دست عهد ابد
از او ، تو عهد گسل واگذاشتی ، رفتی

مرا که اَبْرَش ادبار بد به زین ماندم
تو زین بر ابلق اقبال داشتی ، رفتی

دگر به زیستن محتشم امید مدار
چنین که در تب مرگش گذاشتی ، رفتی ...

═══════ * ═══════
❖ #محتشم_کاشانی

مورخ : چهارشنبه 1395/10/15 + 11:35 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر