ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



محتشم کاشانی - غزلیات 23
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
ببین برای که ای بی‌وفا ! که را کشتی

بر آن دمی که دمیدی نهان بر آتش غیر
چراغ انجمن‌افروزِ عشق ما کشتی

رقیب دامن پاکت گرفت و پاک نسوخت
دریغ و درد که زود آتش حیا کشتی

چو من هلاک شوم از طبیب شهر بپرس
که مرگ کشت مرا یا تو بی‌وفا کشتی

کسی ندیده که یک تن ، دو جا شود کشته
مرا تو آفت جان ، صد هزار جا کشتی

سرم ز کنگر غیرت بر اهل درد نما
مرا چو بر در دروازه‌ی بلا کشتی

حریف درد تو شد محتشم به صد امید
تو بی‌مروّتش از حسرت دوا کشتی ...

────────────────
هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم تویی
روی در هر کس که دارم قبله‌ی جانم تویی

گرچه در بزم دگر شب‌ها چو شمعم در گداز
آن که هردم می‌کشد از سوز پنهانم تویی

گرچه هستم موج‌ خور در بحر شوق دیگری
آن که از وی غرقه‌ی صد گونه طوفانم تویی

گرچه خالی نیست از سوز بت دیگر دلم
آن که آتش می‌زند در ملک ایمانم تویی

گرچه بنیاد حضورم نیست زآن مَه بی‌قصور
جنبش افکن در بنای صبر و سامانم تویی

گرچه زآن گل همچو بلبل نیستم بی‌ناله‌ای
غلغل‌افکن در جهان از آه و افغانم تویی

گرچه نمناک است زآن یک دانه گوهر ، دیده‌ام
قُلْزُم انگیز از دو چشم گوهر افشانم تویی

گرچه می‌آلایم از دیدار او دامان چشم
گلرخی کز عصمت او پاک دامانم تویی

گرچه جای دیگرم در بندگی چون محتشم
آن که او را پادشاه خویش می‌دانم تویی ...

═══════ * ═══════
❖ #محتشم_کاشانی

مورخ : یکشنبه 1395/10/19 + 10:42 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر