تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



محتشم کاشانی - غزلیات 24
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
چون پیش یار ، قید و رهایی برابر است ،
آنجا اگر روی و گر آیی ، برابر است

یک لحظه با تو بودن و با غیر دیدنت
با صد هزار سال جدایی برابر است

لطفی نمی‌کنی که طفیلِ رقیب نیست
لطفی چنین به قهر خدایی برابر است

هر بوالهوس که گفت فدای تو جان من
پیشت به عاشقان فدایی برابر است

شوخی که نرخ بوسه به جایی دهد قرار
در کیش ما به حاتم طائی برابر است

از غیر رو نهفتن و در پرده دم زدن
با صد هزار چهره‌گشایی برابر است

دل خوش مکن به خسروِ بی‌عشق ، محتشم !
کاین خسروی کنون به گدایی برابر است ...

────────────────
بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید
فکر خود کن که سپه بر در دروازه رسید

عشق زد بر در دل نوبت سلطان دگر
کوچ کن کوچ که از صد طرف آوازه رسید

شهر دل زود بپرداز که از چار طرف
لشکری تازه برون از حد و اندازه رسید

میوه‌ی وصل تو آن بِه که گذارم به رقیب
از ریاضِ دگرم چون ثمر تازه رسید

ساقیا ! باده ز خُمخانه‌ی دیگر برسان
که در این بزم مرا کار به خمیازه رسید

محتشم طرح کتاب دگر افکند مگر
کار اوراق جلالیّه به شیرازه رسید ...

═══════ * ═══════
❖ #محتشم_کاشانی

مورخ : یکشنبه 1395/10/19 + 12:34 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر