تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شهریار - غزل‌ 10
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد
وداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد

بهار زندگانی طی شد و کرد آفت ایام
به من کاری که با سرو و سمن باد خزانی کرد

قضای آسمانی بود مشتاقیّ و مهجوری
چه تدبیری توانم با قضای آسمانی کرد ؟

شراب ارغوانی چاره‌ی رخسار زردم نیست
بنازم سیلی گردون که چهرم ارغوانی کرد

هنوز از آبشار دیده دامان رشک دریا بود
که ما را سینه‌ی آتشفشان آتشفشانی کرد

چه بود ار باز می‌گشتی به روز من توانایی ؟
که خود دیدی چه‌ها با روزگارم ناتوانی کرد

جوانی کردن ای دل ! شیوه‌ی جانانه بود اما
جوانی هم پی جانان شد و با ما جوانی کرد

جوانی خود مرا تنها امید زندگانی بود
دگر من با چه امّیدی توانم زندگانی کرد ؟

جوانان ! در بهار عمر ، یاد از شهریار آرید
که عمری در گلستان جوانی نغمه‌خوانی کرد ...

═══════ * ═══════
❖ #شهریار

مورخ : یکشنبه 1395/11/3 + 09:08 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر