تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شهریار - غزل‌ 11
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
فرّخا ! از تو دلم ساخته با یاد هنوز
خبر از کوی تو می‌آورَدم باد هنوز

در جوانی همه با یاد تو دلخوش بودم
پیرم و از تو همان ساخته با یاد هنوز

دارم آن حُجب جوانی که زبان‌بند من است
لب همه خامُشیم ، دل همه فریاد هنوز

فرخِ خاطر من ، خاطره‌ی شهر شماست
خود غم‌آبادم و خاطر فرح‌آباد هنوز

دوری از بزم تو عمریست که حِرمان من است
زدم و می‌زنم از دست غمت داد هنوز

با مَنَت سایه کم از گلشن آزادی چیست ؟
می‌برم شکوه‌ات ای سرو ! به شمشاد هنوز

یاد گلچین معانی و نوید و گلشن
نوشخواری بُود و نعشه‌ی معتاد هنوز

بیست سال است بهار از سر ما رفته ولی
من همان ماتمیَم در غم استاد هنوز

صید خونین خزیده به شکاف سنگم
که نفس در نفسم با سگ صیاد هنوز

شهریار از تو و هفتاد تو دلشاد ولی
خود به شصت است و ندیده‌ست دل شاد هنوز

═══════ * ═══════
❖ #شهریار

مورخ : یکشنبه 1395/11/3 + 10:10 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر