ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شهریار - غزل‌ 14
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
به تودیع تو جان می‌خواهد از تن شد جدا حافظ
به جان کندن وداعت می‌کنم حافظ خداحافظ

ثناخوان توام تا زنده‌ام ، اما یقین دارم
که حق چون تو استادی نخواهد شد ادا حافظ

من از اول که با خوناب اشکِ دل وضو کردم
نماز عشق را هم با تو کردم اقتدا حافظ

تو صاحب خرمنی و من گدایی خوشه‌چین اما
به انعام تو شایستن نه حدّ هر گدا حافظ

به روی سنگ قبر تو نهادم سینه‌ای سنگین
دو دل با هم سخن گفتند بی صوت و صدا حافظ

در اینجا جامه‌ی شوقی قبا کردن ، نه درویشی‌ست
تهی کن خرقه‌ام از تن که جان باید فدا حافظ

تو عشق پاکی و پیوند حُسن جاودان داری
نه حسنت انتها دارد ، نه عشقت ابتدا حافظ

مگر دل می‌کنم از تو ؛ بیا مهمان به راه انداز
که با حسرت وداعت می‌کنم حافظ خداحافظ ...

═══════ * ═══════
❖ #شهریار

مورخ : پنجشنبه 1395/11/7 + 10:43 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر