تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شهریار - غزل‌ 16
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده‌دل من که قسم‌های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآنهمه ناله که من پیش تو کافر کردم

تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم

زیر سر بالش دیباست تو را ؛ کِی دانی
که من از خار و خس بادیه بستر کردم

در و دیوار به حال دل من زار گریست
هر کجا ناله‌ی ناکامی خود سر کردم

در غمت داغ پدر دیدم و چون درّ یتیم
اشک‌ریزان هوس دامن مادر کردم

اشک از آویزه‌ی گوش تو حکایت می‌کرد
پند از این گوش پذیرفتم از آن در کردم

بعد از این گوش فلک نشنود افغان کسی
که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در
چشم را حلقه‌صفت دوخته بر در کردم

جای مِی ، خون جگر ریخت به کامم ساقی
گر هوای طرَب و ساقی و ساغر کردم

شهریارا ! به جفا کرد چو خاکم پامال
آن که من خاک رهش را به سر افسر کردم ...

═══════ * ═══════
❖ #شهریار

مورخ : شنبه 1395/11/9 + 09:41 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر