تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شهریار - غزل‌ 17
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
چو بستی در به روی من ، به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی ، به درد خویش خو کردم

چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو ؟
به خود بازآمدم نقش تو در خود جستجو کردم

خیالت ساده‌دل‌تر بود و با ما از تو یک‌روتر
من این‌ها هر دو با آیینه‌ی دل روبرو کردم

فشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را
ز حال گریه‌ی پنهان حکایت با سبو کردم

فرود آ ای عزیز دل ! که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

ملول از ناله‌ی بلبل مباش ای باغبان ! رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم

تو با اغیار پیش چشم من مِی در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه‌ پنهان در گلو کردم

حراج عشق و تاراج جوانی ،‌ وحشت پیری
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم

از این پس شهریارا ! ما و از مردم رمیدن‌ها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم ...

═══════ * ═══════
❖ #شهریار

مورخ : شنبه 1395/11/9 + 11:38 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر