تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شهریار - غزل‌ 19
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
گلچین که آمد ای گل ! من در چمن نباشم
آخر نه باغبانم ؛‌ شرط است من نباشم

ناچار چون نهد سر بر دامن گلم خار
چاکم بُود گریبان گر در کفن نباشم

عهدی که رشته‌ی آن با اشک تاب دادی
زلف تو خود بگوید من دل‌شکن نباشم

اکنون که شمع جمعی ، دودم به سر رود بِه
تا چشم رشک و غیرت در انجمن نباشم

بی چون تو همزبانی من در وطن غریبم
گر باید این غریبی ، گو در وطن نباشم

با عشق زادم ای دل ! با عشق میرم ای جان !
من بیش از این اسیر زندان تن نباشم

بیژن به چاه دیو و چشم منیژه گریان
گر غیرتم نجوشد پس تهْمْتن نباشم

بیگانه بود یار و بگْرفت خوی اغیار
من نیز شهریارا ! جز خویشتن نباشم ...

═══════ * ═══════
❖ #شهریار

مورخ : سه شنبه 1395/11/12 + 09:47 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر