تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



شهریار - غزل‌ 28
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
باز امشب ای ستاره‌ی تابان ‌! نیامدی
باز ای سپیده‌ی شب هجران ! نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد به روی تو
افسوس ای شکوفه‌ی خندان ! نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من ! چرا
باز امشب از دریچه‌ی زندان نیامدی ؟

با ما سرِ چه داشتی ای تیره شب ! که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی ؟

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزل‌خوان ! نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من ! تو که مهمان نیامدی

خوانِ شکر به خون جگر دست می‌دهد
مهمان من چرا به سرِ خوان نیامدی ؟

نشناختی فغان دلِ رهگذر که دوش
ای ماه قصر ! بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون مَنَش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده‌ای که چه زورق شکسته‌ایست
ای تخته‌ام سپرده به طوفان ! نیامدی

در طبع شهریار ، خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمنِ گل و ریحان نیامدی ...

═══════ * ═══════
❖ #شهریار

مورخ : شنبه 1395/11/23 + 10:10 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر