تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



مسعود سعد سلمان - غزل 6
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ای تُرکِ ماهروی ! ندانم کجا شدی
پیوسته‌ی که گشتی کز من جدا شدی ؟

درد دلا که بنده‌ی دیگر کسی نشد
وآنگه شدی که بر دل من پادشا شدی

بیگانه گشتن از من چون در سر تو بود
با جان من به مهر چرا آشنا شدی ؟

آنگه بریدی از من جمله که بارها
گفتم به مردمان که تو جمله مرا شدی

ای تیرِ راست ! چون بزدی بر نشانه زخم ؟
وی ظنِّ نیک من ! به چه معنی خطا شدی ؟

آری همه گله نکنم چون شدی ز دست
تا خود همی به زاری گویم کجا شدی

امروزم ار ز هجر زدی در دو دیده خاک
بس شب که تو به وصل در او توتیا شدی ...

═══════ * ═══════
❖ #مسعود_سعد_سلمان

مورخ : یکشنبه 1395/12/15 + 12:52 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر