ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



مسعود سعد سلمان - غزل 7
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
غم بگذرد از من چو به من برگذری تو
آن لحظه شوم شاد که در من نگری تو

از نازکی پای تو ای یار ! دل من
رنجه شود ار سوسن و نسرین سپری تو

وین دیده‌ی روشن چو من از بهر تو خواهم
خواهم که بدین دیده‌ی روشن گذری تو

از غایت خوبی که دگر چون تو نبینم
گویم که همانا ز جهانِ دگری تو

بخریده‌امت من به دل و جان و تو دانی
شاید که دل و جان من از غم بخری تو

زاندازه همی بگذرد این رنج و تو از من
چون بشنوی آن قصه ، بدان برگذری تو

از خود خبرم نیست شب و روز ، ولیکن
دارم خبر از تو که ز من بی‌خبری تو

سرمایه‌ی این عمر ، سر است و جگر و دل
رنج دل و خون جگر و درد سری تو

چون زهر دهی پاسخ و چون شهد خورم من
وین از تو نزیبد که به دولت شکری تو ...

═══════ * ═══════
❖ #مسعود_سعد_سلمان

مورخ : یکشنبه 1395/12/15 + 12:53 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر