تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



مسعود سعد سلمان - رباعیات 11
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
تا روز ، همه شب از هوس بیدارم
تا شب ، همه روز در غم و تیمارم

یا رب ! تو نکو کن که تبه شد کارم
دانم که کنی ، اگرچه بدکردارم

────────────────
از دل ، به دم آتشی برانگیخته‌ام
وز دیده به جای آب ، خون ریخته‌ام

با عشق تو جان و دل درآمیخته‌ام
نتوان جستن که محکم آویخته‌ام

────────────────
آن مرد که در سخن جهانی‌ست منم
آن گوهر قیمتی که کانی‌ست منم

آن تن که سرشته از روانی‌ست منم
آن گو که سراپای زبانی‌ست منم

────────────────
از بلبل ، نالنده‌تر و زارترم
وز زرد گل ، ای نگار ! بیمارترم

از شاخ شکوفه سرنگونسازترم
وز نرگس نوشکفته بیمارترم

────────────────
ای جان جهان ! تا خبرت یافته‌ام ،
دل را همه در رهگذرت یافته‌ام

پنداری بی دردسرت یافته‌ام ؟
نه نه که به خون جگرت یافته‌ام

═══════ * ═══════
❖ #مسعود_سعد_سلمان

مورخ : جمعه 1395/12/27 + 01:55 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر