تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



عبدالجبار کاکایی - غزل 1
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
مثل عشقی که به داد دل تنها نرسد
ترسم این است که این رود به دریا نرسد

این که آویخته از دامنه‌ی کوه به دشت
می‌خرامد همه‌جا غلت‌زنان تا ... نرسد

ترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگ
از زمین کام بگیرد ... به من اما نرسد

پشت هر سنگ ، درنگی ، پسِ هر خار ، خسی
حتم دارم که به هم‌صحبتی ما نرسد

ماه ، مایوس شد و موج به دریا برگشت
بی‌سبب نیست که حتی به تماشا نرسد

من به هر صخره از این فاصله می‌کوبم سر
ترسم این است که این رود به دریا نرسد ...

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : سه شنبه 1396/01/22 + 12:47 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر