تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



عبدالجبار کاکایی - غزل 18
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
خورشید ،‌ همینگونه که دیدید دمیده‌ست
صبحی به همین سادگی از راه رسیده‌ست

در نور شناور شده اشیاء جهان باز
رنگ شبِ پُر حوصله‌ی شهر پریده‌ست

با گریه و لبخند که غوغای زمین است
در کندوی ما فرصتی از عمر دویده‌ست

ما عابر دیروزی پسکوچه‌ی تردید
بی آنکه بدانیم که امروز رسیده‌ست

بی آنکه بدانیم همین فرصت نایاب
از شاخه‌ی دلتنگی امروز پریده‌ست

بی آنکه بدانیم زمان از ریه‌هامان
سمت شب پر حوصله‌ی شهر وزیده‌ست

از دست شب افتاد سحر ، سکه‌ی خورشید
صبحی به همین سادگی از راه رسیده‌ست ...

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : یکشنبه 1396/03/14 + 01:43 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر