ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



عبدالجبار کاکایی - غزل 24
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
ساده از دست ندادم دل پر مشغله را
تا تو خندیدی و مجبور شدم مساله را ... !

من "برادر" شده بودم ، وَ "برادر" باید
وقت دیدار ، رعایت بکند  "فاصله" را

دهه‌ی شصتیِ دیوانه‌ی یکبار عاشق
خواست تا خرج کند این کوپن باطله را

عشق ! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ
دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را

و تو خندیدی و از خاطره‌ها جا ماندم
با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را ... !

عشق گاهی سبب گم شدن خاطره‌هاست
خواستم باز کنم با تو سرِ این گِله را ...

═══════ * ═══════
❖ #عبدالجبار_کاکایی

مورخ : یکشنبه 1396/05/8 + 12:31 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.