نارام دوشنبه 1396/10/18 02:45 بعد از ظهر نظرات ()
-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════

دل‌مرده از آنم که مسیحا نفسی نیست
فریادم از آن است که فریادرسی نیست

از خانقَه ای شیخ! به کس در نگشایند
معلوم شد امروز که در خانه کسی نیست

ای مرغ گرفتار که دوری ز گلستان!
واماندگیَت جز به شکستِ قفسی نیست

بگذر چو نسیم از سر این باغ که در وی
هر جا که گلی سرزده، بی خار و خسی نیست

گر طالب یاری، قدمی پیش نِه ای شیخ!
کز صومعه تا دِیر مُغان راه بسی نیست

در سیل غم، از جای شدن، کارِ خَسان است
اهلی چو حریفان، سبُکِ بلهوسی نیست...

────────────────
نظر به نرگس او کن ز خشم و ناز مپرس
ز گریه حال دلم بین، ز ناله باز مپرس

ببین زباله‌ی آتش ز چاک سینه‌ی من
خبر ز دودِ دل و آهِ جانگداز مپرس

حدیثِ بلبلِ بیدل که چون جگر خون است
ز لاله پرس، چو پرسی، ز سرو ناز مپرس

بیار باده، مپرس از تطاولِ زلفش
شب است کوته؛ از این قصه‌ی دراز مپرس

هزار نکته‌ی سربسته زآن دهان داریم
ولی حکایت پنهان ز اهل راز مپرس

دلم سُجودِ بتان گر کند، مَجازی نیست
تو در حقیقتِ دل بین و از مجاز مپرس

اگر حدیث تو برْسد چه عیب اهلی را؟
کسی نگفت به محمود کز ایاز مپرس...
══════ * ══════
❖ #اهلی_شیرازی