تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



اهلی شیرازی ● غزلیات ۷
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════

من و مجنون دو اسیریم که غم، شادی ماست
هر که این شیوه ندانست، نه از وادی ماست

پاسِ شمعِ رخِ ساقی به دعا می‌داریم
کاین چراغی‌ست که در ظلمت غم، هادی ماست

آن سبکبار نهالیم که در باغ جهان
سرو آزاد چمن بنده‌ی آزادی ماست

گر ندانیم ره و رسم جهان، طعنه مزن
زآنکه نادانی ما، غایتِ استادی ماست

بخت اگر یار شود، یار هم از ما باشد
زآنکه بیزاری معشوق ز بی‌زادی ماست

گرچه ما خانه‌خرابیم، ولی دلشادیم
که غمِ خانه‌کَنی در پی آبادی ماست

گرچه رندیم و تهیدست چو اهلی شادیم
چرخ را با همه حشمت، حسد از شادی ماست

────────────────
به قتلم اینهمه خشم و عتاب حاجت نیست
چو می‌کشد غم عشقم، شتاب حاجت نیست

تو شمعِ بزمی و صد خانه روشن از رویت
به هر کجا که تویی، آفتاب حاجت نیست

مرا که قبله‌ی حاجت شد آستانه‌ی تو
به کعبه رفتنم از هیچ باب حاجت نیست

دلا! چو مرغ قفس، چاره‌ی تو تسلیم است
چه می‌تپی؟ بنشین؛ اضطراب حاجت نیست

خموش "اهلی" اگر توبه‌ات دهند از عشق!
حدیثِ بیهُده‌گو را جواب حاجت نیست...
══════ * ══════
❖ #اهلی_شیرازی

مورخ : یکشنبه 1396/12/13 + 12:10 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.