تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



اوحدی مراغه‌ای - قصیده 2
چاپ این صفحه


گر گناهی کردم و دارم ، خداوندا ببخش
چون گنه را عذر می‌آرم ، خداوندا ببخش

پای خجلت را روایی نیست بر درگاه تو
دست حاجت پیش می‌دارم ، خداوندا ببخش

گر گناهم سخت بسیار است ، رحمت نیز هست
بر گناه سخت بسیارم ، خداوندا ببخش

چون پذیرفتارِ بدرفتارِ نادانان تویی
بر من نادان و رفتارم ، خداوندا ببخش

مایه‌داران نقدِ روز رفته بازآرند و من
بی زر این شهر و بازارم ، خداوندا ببخش

پیشت از روز الست آوردم اقرار -بلی-
هم بر آن پیشینه اقرارم ، خداوندا ببخش

بخششت عام است و می‌بخشی سزای هر کسی
گر به بخشایش سزاوارم ، خداوندا ببخش

ناامیدی بردم از یاران ، که می‌اندوختم
روز نومیدی تویی یارم ، خداوندا ببخش

آبرویم نیست اندر جمع خاصان را ، ولی
آب چشمم هست و می‌بارم ، خداوندا ببخش

عالمی بر عیب و تقصیرم تو یارب دست گیر
واقفی بر غیب و اسرارم ، خداوندا ببخش

گفته‌ای بر زاریِ افتادگان بخشش کنم
اینک آن افتاده‌ی زارم ، خداوندا ببخش

گر به دلداری دل مجروح من میلی نمود
بر دل مجروح و دلدارم ، خداوندا ببخش

اوحدی‌وار از گناه خود فغانی می‌کنم
بر فغان اوحدی‌وارم ، خداوندا ببخش



#اوحدی_مراغه‌ای

مورخ : یکشنبه 1394/11/25 + 10:21 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر