تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

عنوان بنر


احمد شاملو - اشعار نو 10
چاپ این صفحه


من تمامیِ مُرد‌گان بودم :

مرده‌یِ پرند‌گانی که می‌خوانند و خاموش‌اند ،
مرده‌یِ زیباترینِ جانوران بر خاک و در آب ،
مُرده‌یِ آدمیان ، همه از بد و خوب ...

من آن‌جا بودم ، در گذشته ، بی‌سرود
با من رازی نبود ، نه تبسمی ، نه حسرتی ...

به مِهر ، مرا بی‌گاه در خواب دیدی
و با تو بیدار شدم ...

---

ﻛﻮﻩ ﺑﺎ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺳﻨﮓﻫﺎ ﺁﻏﺎﺯ میﺷﻮﺩ
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺩﺭﺩ

ﺩﺭ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﺍنی ستمگری ﺑﻮﺩ ﻛﻪ
ﺑﻪ ﺁﻭﺍﺯ ﺯﻧﺠﻴﺮﺵ ﺧﻮ نمی‌کرد

ﻣﻦ ﺑﺎ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪﻡ ...



#احمد_شاملو

مورخ : دوشنبه 1394/11/26 + 02:09 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر