تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



باباطاهر - دوبیتی‌ها 10
چاپ این صفحه


خوشا آن‌ دل که از خود بی‌خبر شد
نداند در سفر یا در حضر شد

به کوه و دشت و صحرا همچو مجنون
پیِ لیلی دوان با چشم تر شد

---

من آن دلداده‌ی بی‌خانمانم
من آن محنت ‌نصیبِ سخت‌جانم

من آن سرگشته خارم در بیابان
که چون بادی وزد ، هر سو دوانم

---

به آهی ، گنبد خضرا بسوزم
فلک را جمله سر تا پا بسوزم

بسوزم ار نه کارم را بسازی
چه فرمایی ؟ بسازی یا بسوزم ؟

---

شبم از روز و روز از شب ، بَتَر شد
دل آشفته‌ام زیر و زبر شد

شب و روز از فراقت ناله‌ی من
چو آهِ سوخته‌جانان پر شرر شد

---
به دام دلبری ، دل مبتلا شد
که هجرانش بلا ، وصلش بلا شد

در این ویرانه‌دل ، جز خون ندیدم
نه دل ، گویی که دشت کربلا شد !



#باباطاهر

مورخ : چهارشنبه 1394/11/28 + 11:57 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر