ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



بیدل دهلوی - رباعیات 1
چاپ این صفحه


دی شوقِ چمن ز خانه بیرونم کرد
گلْ سِحر دمید و لاله افسونم کرد

نرگسْ آخر به حسرتم سوخت جگر
این صبحِ خزان ، بهارِ مجنونم کرد

---

امروز نسیم یار من می‌آید
بوی گل انتظار من می‌آید

وقت است از آن جلوه به رنگی برسم
آیینه‌ام و بهار من می‌آید

---

گاهی غمِ آب و دانه می‌باید گفت
گاه از عیش و ترانه می‌باید گفت

تا مرگ ، همین به گفتگو باید ساخت
تا خواب ، همین فسانه می‌باید گفت

---
ای صبحِ تجلّی اثر سیمایت
در دیده‌ی اهلِ دیده ، خالی جایت

از آمدنِ تو ، حیرتم بُرد ز خویش
این چشمِ من است یا نشانِ پایت ؟

---
دردی نچشیدم که دوای تو نداشت
آهی نکشیدم که هوای تو نداشت

اشکی نفشاندم که به راه تو نبود
رنگی نشکستم که صدای تو نداشت


#بیدل_دهلوی

مورخ : یکشنبه 1394/12/2 + 01:17 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر