تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



حافظ - مثنوی
چاپ این صفحه


الا ای آهوی وحشی کجایی ؟
مرا با توست چندین آشنایی

دو تنها و دو سرگردان ، دو بیکس
دد و دامتْ کمین از پیش و از پس

بیا تا حال یکدیگر بدانیم
مراد هم بجوییم ار توانیم

که می‌بینم که این دشت مشوش
چراگاهی ندارد خرم و خَوش

که خواهد شد ، بگویید ای رفیقان
رفیق بیکسان ، یار غریبان ؟

مگر خضر مبارک پی درآید
ز یمن همتش کاری گشاید

چنینم هست یاد از پیر دانا
فراموشم نشد ، هرگز همانا

که روزی رهروی در سرزمینی
به لطفش گفت رندی ره‌نشینی

که ای سالک ! چه در انبانه داری ؟
بیا دامی بنه گر دانه داری

جوابش داد ، گفتا دام دارم
ولی سیمرغ می‌باید شکارم

بگفتا چون به دست آری نشانش
که از ما بی‌نشان است آشیانش

چو آن سرو روان شد کاروانی
چو شاخ سرو می‌کن دیده‌بانی

مده جام مِی و پای گل از دست
ولی غافل مباش از دهر سرمست

لب سر چشمه‌ای و طرْف جویی
نم اشکی و با خود گفت‌وگویی

به یاد رفتگان و دوستداران
موافق گرد با ابر بهاران

نکرد آن همدم دیرینْ مدارا
مسلمانان ! مسلمانان ! خدا را

مگر خضر مبارک‌پی تواند
که این تنها بدان تنها رساند

فرحبخشی در این ترکیب پیداست
که نغز شعر و مغز جان اجزاست

بیا وز نکهت این طِیب امید
مشام جان معطر سازْ جاوید

رفیقان ! قدر یکدیگر بدانید
چو معلوم است شرح از بر مخوانید

مقالات نصیحت گو همین است
که سنگ‌انداز هجران در کمین است


#حافظ

مورخ : شنبه 1394/12/8 + 10:40 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر