تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



ابوسعید ابوالخیر - مقطعات ( تکه‌ها / ابیات پراکنده / سروده‌های ناتمام ) 2
چاپ این صفحه


بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان !

تا که می‌جستمْ ندیدم ، تا بدیدم گم شدم
گم شده ، گم کرده را هرگز کجا یابد نشان ؟

در خیال من نیامد ، در یقینم هم نبود
بی نشانی که صواب آید ازو دادن نشان

در حقیقت چون بدیدم ، زو خیالی هم نبود
عاشق و معشوق من بودم ، ببین این داستان

---
حال عالم سربه‌سر پرسیدم از فرزانه‌ای
گفت یا خاکی‌ست یا بادی‌ست یا افسانه‌ای

گفتمش آن کس که او اندر طلب پویان بُود ؟
گفت یا کوری‌ست یا کرّی‌ست یا دیوانه‌ای

گفتمش احوال عمر ما چه باشد ؟ عمر چیست ؟
گفت یا برقی‌ست یا شمعی‌ست یا پروانه‌ای

بر مثال قطره‌ی برفست در فصل تَموز
هیچ عاقل در چنین جاگاه سازد خانه‌ای ؟

یا مثال سیل خانه‌ست آبْ در فصل بهار
هیچ زیرک در چنین منزل فشاند دانه‌ای ؟

فیلسوفی گفتْ ، اندر جانب هندوستان
حکمتی دیدم نوشته بر در بت‌خانه‌ای

گفتم آن حکمت چه حکمت بود ؟ گفت این حکمت است
آدمی را سنگ و شیشه ، چرخ چون دیوانه‌ای

نعمت دنیا و دنیا نزد حق بیگانه است
هیچ عاقل مهر ورزد با چنین بیگانه‌ای ؟



#ابوسعید_ابوالخیر

مورخ : شنبه 1394/11/10 + 02:45 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر