ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



خواجوی کرمانی - غزلیات 20
چاپ این صفحه


صبحِ وصل از افقِ مهر برآید روزی
وین شب تیره‌ی هجران به سرآید روزی

دودِ آهی که برآید ز دلِ سوختگان
گرد آیینه‌ی روی تو درآید روزی

وآنکه او سینه نسازد سپرِ ناوکِ عشق
تیر مژگانِ تواش بر جگر آید روزی

می‌رسانم به فلک ناله و می‌ترسم از آن
که دعای سحرم کارگر آید روزی

عاقبت هر که کند در رخ و چشم تو نگاه
هیچ شک نیست که بی‌خواب و خور آید روزی

هست امیدم که ز یاری که نپرسد خبرم
خبری سوی من بیخبر آید روزی

بفْکنم پیشِ رُخش ، جان و جهان را ز نظر
گَرَم آن جانِ جهان در نظر آید روزی

همچو خواجو برو ای بلبل و با خار بساز
که گلِ باغِ امیدت به بر آید روزی



#خواجوی_کرمانی

مورخ : چهارشنبه 1395/01/18 + 12:22 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر