نارام چهارشنبه 1395/01/18 12:26 بعد از ظهر نظرات ()
به بی‌وفاییِ دورِ زمان ، یقین بودیم
ولی نبود فراق تو در گمان ما را !

---
احتراز از عشق می‌کردم ولی بیحاصل است
هر که از اول تصور می‌کند فرجام را

---
شد دلم مستغرق دریای عشق
ذره در غرقاب ، هرگز دیده‌ای ؟!

---
بوی جگرِ سوخته آید به مشامت !
هر ذره ز خاک من مسکین که ببویی

---
من به غوغای رقیبان ز درت باز نگردم
که گدا گر بکشندش ، نکند ترک گدایی !

---
چند گویی که دوای دلِ ریشت صبر است ؟
ترکِ درمان دلم کن که در آن ، درمانی

---
شاید که ز من ، خلقِ جهان دست بشویند
گر در غمت از هر دو جهان دست نشستم !



#خواجوی_کرمانی