نارام شنبه 1395/02/18 09:06 قبل از ظهر نظرات ()
ای خردمندکه گفتی نکنم چشم به خوبان !
به چه کار آیدت آن دل که به خوبان نسپاری ؟

---
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی

---
پیری و جوانی پی‌ هم چون شب و روزند
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
!
---
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه !
ما کجاییم در این بحر تفکّر ، تو کجایی !

---
ای که دستت می‌رسد ! کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
---
سعدیا ! گرچه سخندان و مصالح‌گویی
به عمل کار برآید ، به سخندانی نیست

---
سعدیا ! راست‌رُوان ، گوی سعادت بردند
راستی کن که به منزل نرود کج‌ رفتار

---
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هرکه فکرت نکند ، نقش بود بر دیوار
---
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
---
گفته بودم چو بیایی ، غم دل با تو بگویم
چه بگویم ؟ که غم از دل برود چون تو بیایی !


#سعدی