تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



سلمان ساوجی - قصیده
چاپ این صفحه


از تکسّر ، اگرش طرّه به هم بر شده است
عارضش باری از این عارضه خوش‌تر شده است

داشتش آینه گردی و کنون روشن شد
که به آهِ دلِ عشاق ، منور شده است

ای طبیب ! از دهن یار به عطار بگوی
بر مکش قند گران را که مکرر شده است

شربتی ساز مفرح ،‌ دل بیمار مرا
زآن دو یاقوت که پرورده به شکّر شده است

می‌دهد لعل توام ساده جوابی ، لیکن
چشم بیمار تو مایل به مُزَوّر شده است

صبح برخاست به بوی تو صبا ، پنداری
که ز بیماری دوشینه سبک‌تر شده است

هر کجا کرده گذر بر سر زلفت بادی
روز من چون شب تاریک مکدر شده است

گر سر من برود ، عشقت از این سر نرود
زآنکه سرمایه‌ی عشق تو در این سر شده است

چشم بیمار تو از دیده‌ی من کرد هوس
ناردانی که بدین گونه مُزَعْفَر شده است

بعد از این غم مخور ای دل ! که غم امروز همه
روزیِ دشمنِ دارای مظفر شده است


#سلمان_ساوجی

مورخ : پنجشنبه 1395/03/6 + 10:10 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : پنجشنبه 1395/03/6 04:15 بعد از ظهر
مرسی از وبلاگ خوبتون
تشکر فراوان

نارام

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر