نارام سه شنبه 1394/11/13 11:52 قبل از ظهر نظرات ()
این مسیر عمر نه ، خط عبور رنج‌هاست !
گاه اگر پیشانی‌ام از دامنت پُرچین‌تر است

---
باران چکامه‌ایست که در مدح عاشقان
خورشید و ابر و باد فراهم می‌آورند

---
به روی خود همه درها نبند ، كاج بلند !
بهار ،‌ پشت در خانه‌ی تو منتظر است

---
دلم به هیچ نیرزد مگر به لعنت شیطان !
اگر تقاص خود از دست روزگار نگیرد

---
ببر کبوتر غمگین به آسمان بلند
هزار نامه که خون از جراحت جگر است
---
کبوتر و تو و آن پشت‌بام و تنگ غروب
تو نیستی و منِ ساده بر همان بامم !
---
درین دو‌راهه چه خاکی به سر کنیم ای دوست ؟!
میان خودکشی و مرگ ، انتخابی نیست
---
افسوسْ جز کویر به جایی نمی‌رسد
ابری که دیدگانِ تر از دست داده است
---
دوای کهنه‌ی انسان ، هنوز هم عشق است
نهفته باشد اگر سال‌ها به پستوها
---
من به سرما عاجزم اما تحمل می‌کنم
جای داغ دست‌هایت تا ابد بر دوشم است



#ابوالفضل_صمدی