نارام دوشنبه 1395/03/24 08:18 قبل از ظهر نظرات ()
دل در طلب تو خستگی‌ها دارد
کارش ز غم تو بستگی‌ها دارد

هرچند که پشت لشکرِ هستیَم اوست ،
زان روی بسی شکستگی‌ها دارد !

---

در خانه‌ی دل ، عشق تو مجمع دارد
وز دادن جان ،‌ کار تو مقطع دارد

در شعر ، تخلص به تو کردم که وجود
نظمیست که از روی تو مَطلع دارد

---

دل را چو به عشق تو سپردم ، چه کنم ؟
دل دادم و اندوه تو بردم ، چه کنم ؟

من زنده به عشق توام ای دوست ! ولیک
از آرزوی روی تو مُردم ، چه کنم ؟!

---

شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد
وز بهر تو زهرِ اندُهی نوش نکرد

ای جانِ جهان ! هیچ نیاوردی یاد
آن را که تو را هیچ فراموش نکرد ...



#سیف_فرغانی