تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



رضا نیکوکار - مثنوی
چاپ این صفحه


عطر خوشبوی گلِ آن‌ ور دیواری تو
بیشتر دست مرا کاش نگه داری تو

با تو قرآن لب طاقچه را می شنوم
"من صدای نفس باغچه را می شنوم"

در خودش قدرت صد معجزه را جا داده
این دو تا دست که بر روی زمین افتاده

کیست این کوه که یک مشک به دندان دارد ؟
چیست این عشق که هفتاد و دو مهمان دارد ؟

کم نمی‌آورد این یکه‌سوارِ بی‌دست
کوه اگر روی زمین هم که بیفتد ، کوه است

"کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ"
در دل واقعه ، تصویر نماز گل سرخ

کار ما نیست تو را در دو سه خط بنویسیم
بی تو تنها بنشینیم و فقط بنویسیم

آب را بعد تو صد مرتبه ما گِل کردیم
در هیاهوی زمین ، دست تو را ول کردیم

دستِ از شانه جدا را که همین نزدیکی‌ست
یادمان رفت خدا را که همین نزدیکی‌ست

یادمان رفت دلِ سوخته‌ی اکبر را
حنجرِ پاره و خونین علی‌ اصغر را

یادمان رفت لب تشنه‌ی دریا را هم
بر سر نیزه سخن گفتنِ سرها را هم

یادمان رفت گلِ آن ور دیواری تو
یادمان رفت ابوالفضل علمداری تو


#رضا_نیکوکار

مورخ : شنبه 1395/04/12 + 09:08 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر