ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



رهی معیری - ابیات پراکنده 1
چاپ این صفحه


کنج غم هست اگر بزم طرب جایم نیست
هست خون دل اگر باده به مینایم نیست

به سراپای تو ای سرو سهی قامت من !
کز تو فارغ سر مویی به سراپایم نیست

تو تماشاگه خلقی و من از باده‌ی شوق
مستم آنگونه که یارای تماشایم نیست

چه نصیبی‌ست کز آن چشمه‌ی نوشینم هست ؟
چه بلایی‌ست کز آن قامت و بالایم نیست ؟

گوهری نیست به بازار ادب ، ورنه رهی !
دامن دریا چون طبع گهرزایم نیست

---
تا برآمد صبح پیری ، پایم از رفتار ماند
کیست تا برگیرد و در سایه‌ی تاکم بَرد ؟

ذره‌ام ؛ سودای وصل آفتابم در سر است
بال همت می‌گشایم تا بر افلاکم برد

---
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم

من نیستم چون دیگران بازیچه‌ی بازیگران
اول به دام آرم تو را ، وآنگه گرفتارت شوم



#رهی_معیری

مورخ : یکشنبه 1395/05/3 + 09:51 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر