تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



انوری ● غزلیات ۲۵
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════

دلم بردیّ و برگشتی، زهی دلدار بی‌معنی
چه بود آخر تو را مقصود از این آزار بی‌معنی؟

نگار! از این جفا کردن بدان تا من بیازارم
روا داری که خوانندت جهانی یار بی‌معنی؟

وگر جایی دگر تیز است روزی چند بازارت
مشو غرّه نگارینا! بدان بازار بی‌معنی

همی گفتی که تا عمرم تو را هرگز بِنَگْذارم
کنون حیران بماندستم از این گفتار بی‌معنی...

────────────────
ای مردمان! بگویید آرام جان من کو؟
راحت‌فزای هرکس، محنت‌رسان من کو؟

نامش همی نیارمْ بردن به پیش هرکس
گه‌گه به ناز گویم سرو روان من کو؟

در بوستان شادی، هرکس به چیدن گل
آن گل که نشْکُفیده‌ست در بوستان من کو؟

جانانِ من سفر کرد، با او برفت جانم
بازآمدن از ایشان، پیداست آن من کو؟

هرچند در کمینه،‌ نامه همی نیرزم
در نامه‌ی بزرگان زو داستان من کو؟

هرکس به خان و مانی، دارند مهربانی
من مهربان ندارم، نامهربان من کو؟
══════ * ══════
❖ #انوری

مورخ : جمعه 1394/11/16 + 02:08 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.