تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

عنوان بنر


عطار - رباعیات 5
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
خون شد همه جان‌ها و جگرها همه ریش
وآگاه نگشت ، هیچ کس از کم و بیش

خوش خوش بِشنو حدیثِ خویش ای درویش !
از پس منشین که کار داری در پیش

────────────────
شیر اجلت چو در کمین خواهد بود ،
در خاک فتادنت یقین خواهد بود

در دور زمان ، مساز املاک و بدان
قسمت ز زمان ، دو گَزْ زمین خواهد بود

────────────────
رفتی و مرا خار شکستی در دل
در دیده نِه‌ای ، اگرچه هستی در دل

بر خاک تو برخاست دلِ پُرخونم
کز دیده برفتی و نشستی در دل

────────────────
این شیوه مصیبت که مرا اکنون است ،
چون شرح توان داد که حالم چون است ؟

هر اشک که از دیده‌ی من می‌ریزد
گر بشکافی ، هزار دریا خون است

────────────────
چون دیده سپید شد ، نظر چند کنیم ؟
چون راه سیه گشت ، سفر چند کنیم ؟

زآنجا که نشان نیست ، نشان چند دهیم ؟
وآن را که خبر نیست ، خبر چند کنیم ؟

═══════ * ═══════
❖ #عطار

مورخ : سه شنبه 1395/06/23 + 09:59 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر