نارام سه شنبه 1395/06/23 09:02 قبل از ظهر نظرات ()
-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
عشق تو که همچو شمع می‌سوخت مرا
بی‌صبریِ پروانه درآموخت مرا

هجر تو به رایگان ، گرانم بخرید
تا آتش سودای تو بفروخت مرا

────────────────
چون کس نرسد به وصل دلخواه ای دل !
تو هم نرسی ؛ چند کنی آه ای دل ؟!

می‌پنداری که ره توان بُرد بدو
هرگز نتوان بُرد بدو راه ای دل !

────────────────
چون مرغ دلم به دامِ هستی در شد
چندان که تپید ، بند محکم‌تر شد

وز بی‌صبریّ و بی‌قراری ، جانم
از بس که بسوخت ، جمله خاکستر شد

────────────────
چون یار نمی‌کند همی یاد از من
برخاست چو زیرِ چنگ ، فریاد از من

مشکل کاری که اوفتاده‌ست مرا
من بنده‌ی یار و یار ، آزاد از من

────────────────
جانا ! نظری در دل درویشم کن
یا چاره‌ی جانِ چاره‌اندیشم کن

این می‌دانم که خاک می‌باید شد ؛
گر خاک کنی ، خاکِ رهِ خویشم کن

═══════ * ═══════
❖ #عطار