تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



عطار - رباعیات 7
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
خورشیدِ رُخت ، ملک جهان می‌بخشد
دُرّ سخنت ، گنج نهان می‌بخشد

صد جان یابم از غم عشقت هر روز
گویی که غم عشق تو ، جان می‌بخشد

────────────────
دوش آمد و گفت : ای شب و روزت غم من !
هرگز نشوی تا تو "تویی" ، همدم من

من خورشیدم ، تو سایه‌ای بر سر خاک
تا محو نگردی ، نشوی محرم من

────────────────
از زلفِ شکن بر شکنت می‌ترسم
وز نرگسِ مستِ پُر فَنَت می‌ترسم

من می‌خواهم که راه گیرم در پیش
از غمزه‌ی چشمِ رهزنت می‌ترسم

────────────────
اندیشه‌ی ابروی تو پیوسته مراست
وز حلقه‌ی زلفت ، دلِ بشکسته مراست

چون خطّ تو رسته‌ست و دهانت بسته ،
عشقی‌ست که بر رسته و بر بسته مراست

────────────────
عشقت به هزار پادشاهی ارزد
وصلِ تو ز ماه تا به ماهی ارزد

آن را که رُخی بُود بدین زیبایی
انصاف بده که هرچه خواهی ارزد

═══════ * ═══════
❖ #عطار

مورخ : چهارشنبه 1395/06/24 + 10:11 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : چهارشنبه 1395/06/24 12:25 بعد از ظهر
به به به این وبلاگ

نارام

تاریخ ارسال : چهارشنبه 1395/06/24 12:25 بعد از ظهر
قشنگ بود
مرسی

نارام

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر