ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



سهراب سپهری - چهار پاره‌ها 1
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
باغ باران خورده می‌نوشید نور
لرزشی در سبزه‌های تر دوید ؛
او به باغ آمد ، درونش تابناک ،
سایه‌اش در زیر و بم‌ها ناپدید

شاخه خم می‌شد به راهش مست‌بار
او فراتر از جهانِ برگ و بَر
باغ ، سرشار از تراوش‌های سبز
او ، درونش سبزتر ، سرشارتر

در سر راهش درختی جان گرفت
میوه‌اش همزاد همرنگِ هراس
پرتوی افتاد در پنهانِ او ؛
دیده بود آن را به خوابی ناشناس

در جنونِ چیدن از خود دور شد
دست او لرزید ، ترسید از درخت
شور چیدن ، ترس را از ریشه كند ؛
دست آمد ، میوه را چید از درخت ...

────────────────
می‌تراوید آفتاب از بوته‌ها
دیدمش در دشت‌های نَم‌زده
مستِ اندوهِ تماشا ، یارِ باد ،
مویش افشان ، گونه‌اش شبنم زده

لاله‌ای دیدیم - لبخندی به دشت -
پرتوی در آب روشن ریخته
او صدا را در شیار باد ریخت :
"جلوه‌اش با بوی خاک آمیخته"

رود ، تابان بود و او موج صدا :
"خیره شد چشمان ما در رودِ وهم"
پرده روشن بود ، او تاریک خواند :
"طرح‌ها در دست دارد دودِ وهم"

چشم من بر پیکرش افتاد ، گفت :
"آفت پژمردگی نزدیک او"
دشت ؛ دریای تپش ، آهنگ ، نور
سایه می‌زد خنده‌ی تاریک او

═══════ * ═══════
❖ #سهراب_سپهری

مورخ : شنبه 1395/07/3 + 09:14 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر