ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



سهراب سپهری - چهار پاره‌ها 2
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
در شب تردید من ، برگ نگاه !
می‌روی با موج خاموشی كجا ؟
ریشه‌ام از هوشیاری خورده آب ؛
من كجا ، خاک فراموشی كجا

دور بود از سبزه‌زارِ رنگ‌ها
زورقِ بستر ، فراز موج خواب
پرتوی آیینه را لبریز كرد ؛
طرح من آلوده شد با آفتاب

اندُهی خم شد فراز شطّ نور ؛
چشم من در آب می‌بیند مرا
سایه‌ی ترسی به ره لغزید و رفت
جویباری خواب می‌بیند مرا

در نسیمِ لغزشی رفتم به راه ،
راه ، نقش پای من از یاد برد
سرگذشت من به لب‌ها ره نیافت ؛
ریگِ باد آورده‌ای را باد برد ...

────────────────
دود می‌خیزد ز خلوتگاه من‌
كس خبر كِی یابد از ویرانه‌ام ؟
با درونِ سوخته دارم سخن‌
كی به پایان می‌رسد افسانه‌ام ؟

دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
خویش را از ساحل افكندم در آب ‌،
لیک از ژرفای دریا بی‌خبر

بر تنِ دیوارها طرحِ شكست‌
كس دگر رنگی در این سامان ندید
چشم می‌دوزد خیال روز و شب
از درون دل به تصویر امید

تا بدین منزل نهادم پای را
از دَرای كاروان بُگْسسته‌ام‌
گرچه می‌سوزم از این آتش به جان ،
لیک بر این سوختن دل بسته‌ام‌

تیرگی پا می‌كشد از بام‌ها ؛
صبح می‌خندد به راه شهر من‌
دود می‌خیزد هنوز از خلوتم‌
با درون سوخته دارم سخن‌ ...

═══════ * ═══════
❖ #سهراب_سپهری

مورخ : شنبه 1395/07/3 + 10:20 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر