تبلیغات
شعرانه

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



رضا نیکوکار - غزل 17
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
یقین را عشق بیرون می‌کشاند از دلِ اکراه
که اسماعیل بی‌تردید می‌آید به قربانگاه !

مرا بیرون کشید از چاله‌ی تنهایی‌ام ، دیگر
ندانستم پس از آن فرق بین راه را با چاه

چنان با برکه‌ی چشمان من خو کرد تصویرش
که مردم گاه می‌پرسند حال برکه را از ماه

نمی‌دانستم از خود هیچ - حتی یک سر سوزن -
مرا یک روز پیدا کرد در انبارهای کاه

غم شیرینش از جانم هر آنچه کاست ، نوشش باد
نترسانید خیلِ عاشقان را از غم جانکاه

رسیده لحظه‌ی دیدار و در من شور پرواز است
بیا ای مرگ ! دیگر خسته‌ام از پیله‌های آه ...

═══════ * ═══════
❖ #رضا_نیکوکار

مورخ : پنجشنبه 1395/07/15 + 09:54 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر