ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



قاآنی - غزلیات 4
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
هر جا حکایت از صنمی دلربا رود ،
از هر زبان ، بر او همه مدح و ثنا رود

در مسجدی که ساده‌رخی می‌کند نماز
صد دست بر فلک ز برای دعا رود

سر پیش‌ چشم من به حقیقت عزیز نیست
الّا دمی که در سرِ مهر و وفا رود

این پنج روز عمرِ گرامی ، عزیز دار
با دوستان بِهِل که به صدق‌ و صفا رود

چون کس خبر ندارد از اسرار علم غیب
حیف است از آن نفَس‌ که به چون و چرا رود

رویی گشاده دار و لبی بسته ، تا ز در
بیگانه آید ار به درون ، آشنا رو‌د

تیرم بزن ، بکش ، که خطا نیست مرگ من
مرگ من آن دَم است که تیرت خطا رود

بر صورتت مگر در و دیوار عاشقند ؟
کز هر کجا روم همه ذکر شما رود !

بر گنجِ طلعت تو اگر بنگرد گدا ،
چون از مقابل تو رود ،‌ پادشا رود

از خاطرم نمی‌رود آن ساقِ سیمگون
مشکل خیالِ سیم ز یاد گدا رود

زلفت چو ما ، نگون و پریشان و درهم است
آشفته روز آنکه تو را در قفا رود

خوابم ز چشم رفت و دل از دست و جان ز کف
بر من ز یک نیامدنت تا چه‌ها رود !

دور از تو ، شخص من پَرِ کاهی فزون نبود
وآن هم به باد رفت ، کنون تا کجا رود ؟

مشتاق روی دوست ، نخواهد به غیر دوست
کآن مدعی‌ست کَشْ سخن از مدعا رود

گر خاکِ پارس‌ شد همه دریا ، عجب مدار
زین آب‌های شور که از چشم ما رود ...

═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : جمعه 1395/07/23 + 12:04 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر