ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



قاآنی - غزلیات 6
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماند
روزم سیاه گشت و بَرَم سایه هم نماند

چون صبح از آن سبب نفَسِ سرد می‌کشم
کآن صبح‌ چهره چون نفسِ صبحدم نماند

با من ستم نمی‌کند ار یار من ، رواست
چندان ستم نمود که دیگر ستم نماند !

گویی : دلت چرا نشد از هجر من غمین ؟
آنقدر تنگ شد که در او جای غم نماند

چون ابر در فراق تو ، از بس گریستم
در چشم من چو چشمه‌ی خورشید نم نماند

مِی ده که وقتِ آمدن و رفتن از جهان ،
کس محتشم نیامد و کس محتشم نماند

ای خواجه ! عمرِ جام سفالین دراز باد
کو بهر باده هست اگر جام جم نماند

قاآنیا ! دل تو حرم‌خانه‌ی خداست
منّت خدای را که بتی در حرم نماند ...

═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : جمعه 1395/07/23 + 12:36 بعد از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر