ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ



قاآنی - غزلیات 7
چاپ این صفحه


-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
واجب نبُود دل به بتی بیهُده بستن
کو را نبُود شیوه به جز عهد شکستن

هر دوست که با دوست ندارد سر پیمان
می‌باید از او رشته‌ی پیوند گسستن

چون یار ندارد خبر از یار ،‌ چه حاصل
نالیدن و خون خوردن و بر خاک نشستن ؟

یاری که وفا بیند و با غیر شود یار
شرط است بر او از سر عبرت نگرستن

چون باد خزان آمد و گل رفت به تاراج
ای ابر بهاری ! چه برآید ز گرستن ؟

هر بنده که بگریخت ز احسان خداوند
آزاد کُنَش ؛ کو نشود رام به بستن

بر زشت ، نکویی نتوان بست به زنجیر
از مشک ، سیاهی نتوان برد به شستن

با یار بگویید که از تیر ملامت ،
انصاف نباشد دل ما این همه خستن

زین پیش ، همه کام تو می‌جستم و اکنون
امّید ندارم به جز از دام تو جستن !

جان دادم و افسوس که جان نیست گیاهی
کو زنده شود سال دگر باز به رستن

قاآنی از این پس ز خیال تو صبور است
با آنکه محال است صبوری ز تو جستن ...

═══════ * ═══════
❖ #قاآنی

مورخ : شنبه 1395/07/24 + 09:10 قبل از ظهر ■■■ نویسنده : نارام

لطفاً نظر خود را درباره‌ی این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر